جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
60
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
بررسى و مطالعه كامل كتاب ، و دقت در تقريضهاى بىشمارى كه از شخصيتهاى بزرگ و صاحبنظر اسلامى و غيراسلامى ، بر مؤلف رسيده ، و قسمتهايى از 30 نمونهء آنها در پايان جلد پنجم كتاب ، تحت عنوان : « قالوا فى هذاالكتاب » درج شده است ، كمك شايانى بر صحت ادعاى ما و بر درك عظمت كتاب و فكر باز و نكتهسنج مؤلف آن ، خواهد نمود . نكتهاى كه بلندى فكر و تواضع كمنظير « جرج جرداق » را نشان مىدهد ، اين است كه وى با وجود اين همه كوششى كه در تهيه و تأليف اين كتاب و در مراجعه به مدارك و مأخذ اصيل اسلامى نموده است ، در يكى از نامههاى خود ، به نگارنده ، مىنويسد كه او هرگز نتوانسته است بر وظيفه خود در قبال عظمت علىبن ابيطالب ( ع ) و معرفى آن حضرت به جهانيان ، آنطور كه بايد ، عمل نمايد : « من اعتراف مىكنم كه در تجزيه و تحليل عظمت و معرفى شخصيت علىبن ابيطالب هنوز قصور دارم زيرا يك نويسنده ، هراندازه هم كه كوشش نمايد و زحمت بكشد و به هرمقدار كه در كار خود توانا باشد ، نمىتواند تحقيق كاملى دربارهء شخصيت يك انسان عادى بهعمل آورد ، تا چه رسد كه اين انسان ، علىبن ابيطالب باشد » . در اين مقدمهء كوتاه ، پيش از آنكه به نقل كامل اين نامهء « جرج جرداق » بپردازيم ، بىمناسبت نخواهد بود كه به چند نامه ، كه از سوى شخصيتهاى بزرگ و مراجع عالىقدر جهان تشيع ، براى تقدير از « جرج جرداق » نوشته شده است ، اشارهاى داشته باشيم : علامه بزرگوار « سيد موسى آل بحرالعلوم » در نامهاى كه به امر آيتاللَّه بروجردى براى مؤلف فرستاده است ، مىنويسد :